![]() |
![]() |
|
|
من ان پرستوی شکسته بالی هستم که، از کوچ پرستوها عقب مانده ام. و اینک در سرمای زمستان تنهای تنها، برای بال شکسته ام اواز می خوانم. اوازی که ان را حتی یکی از انسانها، حتی یکی از انها نشنید و اگر هم شنید درک نکرد. تنها صدای از دور دست می اید. صدای که اشناست صدای که مرا می طلبد. نه، این نیز نوعی سراب است. از صدای خیال نباید باور کرد. باید بروم، انکار در این کوچه خلوت، جز من کس دیگری نیست ...
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هجدهم دی 1385ساعت 21:42 توسط سمیه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونيک آرشيو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پيوندهاي روزانه |
|
king of fire (محسن لاجوردی) (گل یخ) (صدرا) نیمه شب بخیر (مجتبی) sayeboon (امیر) مجنون(محسن) من و تو (کیوان) عشق(علی) دوست دارم(مطهره عزیزم) آرشيو پيوندهاي روزانه |
| نوشته هاي پيشين |
|
اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 |
|
RSS
|