تبليغاتX
انتظار -

 

 

 

دیگر در انتظار که باشم؟

زیرا مرا هوای کسی نیست

روزی گرم هزار هوس بود

امروز، دیگرم هوسی نیست

زندان من که زندگیم بود

دیوارهای سخت و سیه داشت

عمر مرا به خیره هدر کرد

جان مرا بهرزه تبه داشت

در من سرود گمشده ای بود

که انرا کسی نخواند و نپرداخت

هرگز مرا چنانکه منستم

یک افریده زینهمه نشناخت

بس درد داشتم که بگویم

اما دلم نگفت و نهان کرد

بیهوده بود هر چه سرودم

با این سروده ها چه توان کرد؟

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم آذر 1385ساعت 11:38  توسط سمیه |