![]() |
![]() |
|
|
دیگر در انتظار که باشم؟ زیرا مرا هوای کسی نیست روزی گرم هزار هوس بود امروز، دیگرم هوسی نیست زندان من که زندگیم بود دیوارهای سخت و سیه داشت عمر مرا به خیره هدر کرد جان مرا بهرزه تبه داشت در من سرود گمشده ای بود که انرا کسی نخواند و نپرداخت هرگز مرا چنانکه منستم یک افریده زینهمه نشناخت بس درد داشتم که بگویم اما دلم نگفت و نهان کرد بیهوده بود هر چه سرودم با این سروده ها چه توان کرد؟
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و چهارم آذر 1385ساعت 11:38 توسط سمیه |
|
|
ای اقاقی های وحشی که بی هیچ لبخندی، در کنار کلبه تاریک من پا گرفته اید. ای واژه های تلخ تنهایی، ای عابران خسته سرنوشت، ای ورق های پاره شده در غبار سهمگین، ایا کسی مرا، در خاطرات اشکهایش می شناسد؟ ایا عابران کوچه های غم، فقط برای یک لحظه کنار پنجره رازهایم می نشینند، تا قصه ملکه قصر ماتم را باز گویم؟ با شمایم، ای ادمهای شیشه ای! من در حسرت یک تبسم صمیمی مانده ام. ای کوچه های گلی رؤیا، ایا گامهای دیروز کودکی ام را، با شادی به من باز می گردانید؟ با شماهایم ای اسطوره های قصر ماتم !!! با شماهایم
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پنجم آذر 1385ساعت 20:36 توسط سمیه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونيک آرشيو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پيوندهاي روزانه |
|
king of fire (محسن لاجوردی) (گل یخ) (صدرا) نیمه شب بخیر (مجتبی) sayeboon (امیر) مجنون(محسن) من و تو (کیوان) عشق(علی) دوست دارم(مطهره عزیزم) آرشيو پيوندهاي روزانه |
| نوشته هاي پيشين |
|
اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 |
|
RSS
|